استاندارد مواد اوليه و كيفيت فرش

6290 نظرات

استاندارد مواد اوليه و كيفيت فرش

موضوع ارتقاء كيفي فرش از جمله مسائلي است كه اهميت آن بر همگان آشكار است، اما براي تحقيقي شدن آن ، را هكارهاي متعددي پيشنهاد شده است كه هنوز نتيجهاي قطعي از آنها عايد نشده است. خانم صور اسرافيل كه صنعت فرش ايران را با نگاهي علمي دنبال ميكند، بحث استاندارد فرش را از زواياي متعددي بررسي كرده است. نتيجه مطالعات ايشان، اين اميد را بارور ميسازد كه شايد بتوان از طريق اجراي استاندارد، تا حدي به ارتقاي كيفيت فرش كمك كرد. 
    در ذيل متن سخنراني ايشان را كه در سلسله ميزگردهاي وزارت جهاد كشاورزي، تحت عنوان ميز گرد بررسي مسايل فرش دستباف ايران ايراد شده است، از نظر ميگذارانيم . 
    
     هنگامي كه در سال 1345 و در سميناري درمشهد، براي اولين بار مسأله استاندارد مواد اوليه فرش مطرح شد، كساني دانسته و يا ندانسته و درعين حال، نا آشنا به مسأله استاندارد فرياد بر آوردند كه هنر قابل استانداردگذاري نيست. جالب است بدانيم كه مخالفان استاندارد در آن زمان، توليدكنندگان صاحب نام و درستكار كه بعضاً كارشان ارزشي بالاتر از حد استاندارد داشت، نبودند، بلكه سود جويان و دلال صفتاني بودند كه از هرگونه نظارتي بر كار خويش واهمه داشتند. بدين ترتيب، نزديك به سي سال وقت صرف شد تا ما با تحمل خساراتي سنگين دريافتيم كه هيچ كالايي درجهان بدون نظارتي همراه با اخلاق، وجدان، تفكر و با حفظ اصالت و رعايت ضوابطي عقلايي، ارزش هنري نخواهد يافت . 
    آيا در همان زمان، امكان نداشت تا به زنگ خطري كه در مورد رشد فزاينده توليد فرش هاي بي گره ،مصرف مواد نامرغوب و رنگهاي بي ثبات در سمينار به صدا در آمد، گوش ميداديم؟ آخر چگونه امكان دارد فرش بي گره كه با رنگها و مواد نامرغوب بافته ميشود – و امروزه ابعاد فاجعه آميز و گسترده تري به صورت جفتي بافي و چند چين يك پود و مصرف الياف مصنوعي و كپي سازي و تكرار ، به خود گرفته است- هنر باشد. به راستي اگر همان زمان در سمينار، نوعي نظارت علمي و فني از طرف مركزي نظير مؤسسه استاندارد و يا هر نهاد كنترل كننده ديگري، حداقل براي سالهاي بعد پيشبيني مي شد، آيا امروز ما نمي توانستيم از توليد اين ميزان فرش نامرغوب و از دست رفتن بازار ها و انهدام بسيار ي از روستاها و مراكز مهم قاليبافي و بخصوص آسيب و فرسودگي اصليترين توليدكنندگان اين كالا يعني روستائيان و بافندگان خرده پا، جلوگيري كنيم ؟
    در حال حاضر و با وجود رشد و پيدايش بازارهاي جديد، آنچه سبب شده است تا فرش ايران به ميزان زيادي اعتبار پنجاه سالة اوليه تجديد حيات فرش (1880 – 1930 ميلادي ) را از دست بدهد، بدون هيچ ترديدي عرضه بيش از حد فرشهاي نامرغوب وكم ارزش است . 
    حضور فعال رقبايي كه نقشه هاي ما را بهتر از خود ما و گاه با بهايي ارزانتر ميبافند و امروزه نقش آنها به صورتهاي ديگري عمده ميشود، هيچ چيز جز آن نيست كه در بافت فرشهاي خويش صحت، دقت و لزوم كاربرد كيفيت بالاي مواد مصرفي را ناديده نميگيرند. 
    به هر ترتيب ، فرش قبل از هر چيز نوعي كالاست كه با وجود تأكيد بر سنتي بودن آن، نظير تمام توليدات ديگر نياز به علم، دانش، آگاهي و برنامه ريزي دارد . آيا واقعا زمان آن نرسيده است كه ما اين ثروت وميراث ملي را در پناه دستيافته هاي علمي و مفهوم گسترده و قدرتمندي به نام استاندارد قرار دهيم؟
    خوشبختانه طي سالهاي گذشته سازمان استاندارد به ميزان قابل توجهي بار تأمين نيازهاي علمي و فني فرش را به دوش كشيده است. اگر چه استانداردهاي تهيه شده نسخه كامل و بي نقص نيستند، ولي ترديدي وجود ندارد كه همراهي عملي و اجرايي دستاوردهاي اين سازمان با مجموعه توليد فرش ايران، در بالندگي اين پديده ملي مؤثر خواهد بود. 
    در اينجا لازم است قبل از وارد شدن به بحث اصلي به دو نكته اشاره كنيم : 
    اول آن كه، اولين تداعي از استاندارد نزديك بودن اين پديده علمي با توليدات صنعتي است. به خصوص همانطور كه گفته شد برخي به بهانه هنري بودن فرش، كاربرد استاندارد را در فرش امري نامعقول و ناخوشايند و غير متعارف تلقي ميكنند. سواي آن كه يكي از تعاريف كلي استاندارد، قانونمند كردن و برقراري نوعي ضابطه كيفي بر كليه توليدات اعم از صنعتي و سنتي است. بايد بدانيم فرش با وجود شكل نهايي توليد خويش، ارزشي معادل بالاترين توليدات يا كالاهاي صنعتي دارد، پس ميتوانيم بدون هيچگونه شرمندگي و يا ترس از آسيب ديدن اعتبار هنري اين كالا، آن را دركنار پيشرفته ترين توليدات صنتعي قرار دهيم و قوانين علمي را بر وجوه توليدي و صنعتي آن اعمال كنيم . 
    ديگر آنكه استاندارد، امري تحميلي به فرش نيست. استاندارد برخواسته از كيفيت دروني و ذاتي هنري است كه روزگاري با حداقل امكانات و دسترسي به دانش هاي امروزي، پديده هاي ناب و بي نظير ي را به جهان عرضه داشته است. 
    استاندارد، فقط منتقل كننده اطلاعات و ويژگي هايي است كه براساس آن توليدكنندگان گذشته، اعم از بزرگان با اعتقادي نظير عمواوغلي و عماد و حبيبيان و يا توليدكنندگان گمنام ولي ساده دل و درستكار روستائي با استفاده از پشمهاي خوب، رنگهاي خوب و بافت خوب براي فرش ايران افتخار مي آفريدند. 
    به هر طريق شكل كلي برخي از اهداف سازمان استاندارد در ارتباط با توليدات -و در اينجا فرش- به صورت زير است : 
    1 – نظارت و كنترل مستقيم در مورد عوامل كيفي.
    2 – نقش ارشادي و هدايتي نظير راهنمايي در مورد روشهاي رنگرزي و ياتعيين شرايط كار و بهداشت محيط ( به طورمثال كارگاههاي بافندگي، رنگرزي، حلاجي و غيره …) 
    3 – نقش تحقيق و بررسيهاي علمي براي شناخت و جستجوي راههاي بهبود كيفي كالا .
    اجراي اين اهداف براساس شرايط و ضوابطي صورت مي گيرد كه درجزواتي به نام استاندارد گرد آمده است . 
    ما در اينجا به مسأله استانداردهاي مربوط به مواد اوليه مي پردازم كه بخشي از مبحث گسترده تري است كه مباحثي نظير استانداردهاي مربوط به دستگاه و ابزار بافت، بافت فرش، عيوب فرش، بسته بندي، بر چسب و غيره را كه اهميت آنها كمتر از استاندارد مواد اوليه نيست، در بر ميگيرد. 
    اولين استانداردهاي مربوط به مواداوليه كه طي سالهاي آخر دهه چهل تهيه شد، استاندارد پشم است، از آنجا كه ما بحث اصلي را بر روي استانداردي تحت عنوان ”خامه فرش“ قرار داده ايم از استانداردهاي مربوط به الياف كه تعدادي استاندارد راجع به پنبه و ابريشم را نيز بدر بر مي گيرد، به اشاره ميگذريم . 
    از اولين استانداردهاي مربوط به مواد اوليه مورد مصرف در فرش، استاندارد پشم بود. اين استاندارد كه با اهدافي گسترده تر از مسأله فرش و عمدتاً در ارتباط بامسائل كارخانه اي نوشته شده بود، بعدها مورد تجديد نظر قرار گرفت و اهداف واقع بينانه تري در آن منظور شد. 
    به طور كلي استانداردهاي مربوط به الياف از مشخصات الياف مورد استفاده در فرش نظير پشم، پنبه و ابريشم صحبت ميكند. به طور مثال در مورد فرش، استاندارد در زمينه هاي زير ميتواند به توليدكنندگان ومصرف كنندگان كمك كند. 
    تعيين خلوص الياف، ميزان ضخامت، طول الياف، جعد،مقاومت و درصد ناخالصي و روش تشخيص الياف نو از كهنه و يا از الياف مصنوعي و در مواردي، ميزان شكستگي، بيدخوردگي و فساد . 
    اطلاع از آنها تاچه حد ميتواند در بهبود كيفيت نخ هاي توليدي اعم از كارخانه اي و دستريس موثر باشد؟ 
    راهنمائي هاي مهم ديگري در زمينه دسته بندي (Sorting) ، درجه بندي، شستشو، حلاجي و ريسندگي ميتواند نه تنها بازده پشمهاي ايراني را كه متأسفانه به ميزان زيادي پايين است، افزايش دهد، بلكه در بهبود كيفي پشم عرضه شده براي تبديل به نخ فرش نيز موثر خواهد بود. در مورد پنبه و يا ابريشم نيز شناسايي و اطلاع از ويژگي هاي اين الياف در زماني كه استفاده از الياف مصنوعي و به خصوص پلي استر، ابعاد فاجعه آميزي پيدا كرده است، مي تواند بسيار موثر باشد. 
    
    البته در استانداردهايي كه احتمالاً براي الياف موردمصرف در خامه فرش، به خصوص پشم مي تواند تهيه شود، مي بايست انعطاف بيشتري در نظر گرفته شود تا توليدات بومي و روستايي كه ا حتمالاً از پشم هاي محلي و بصورت دستريس استفاده مي شود، از شمول استاندارد خارج نشود. به طور مثال: 
    1 – ضخامت پشم بايد تا حدي درنظر گرفته شود كه مويي و خشن نشود و اين امر دقيقاً در جهت حمايت از فرشهاي درشت بافي است كه با استفاده از پشمهاي محلي تهيه مي شوند و در جاي خويش داراي ارزش ويژه ميباشند. 
    2 – طول پشم بايد تا حدي باشد كه الياف خرد نشود. اين مسأله ميتواند درجهت حمايت از پشمهاي ايراني كه كوتاه هستند و يا نايكنواختي الياف در آنها زياد است، حياتي باشد. با در نظر گرفتن اين كه طول نخ مورد استفاده در پرز فرش حداكثر 3 تا 4 سانتيمتر است، در مييابيم كه طول بلند الياف چندان فاكتور مهمي براي مصرف در پشم هاي فرش نميباشد. 
    3 – در صد مواد گياهي با توجه به اين كه بعضاً رنگهاي طبيعي و گياهي مورد مصرف در رنگرزي هاي سنتي داراي ضايعاتي از اين نوع هستند، ميتواند با اغماض بيشتري مورد توجه قرار گيرد. 
    4 – در جه سفيدي، باتوجه به اين كه پشم مورد استفاده در فرش رنگ ميشود و ر نگهاي شفاف در فرش چندان مطلوب نيست، مي تواند قابل اغماض باشد. 
    بدين ترتيب اغماض در مورد حد پايين ويژگيهاي استاندارد، مانع از ورود پشمهاي ظريف و نرم خارجي به بازار فرشهاي با رجشمار بالا نيست و در ضمن ، تمام پشمهاي ايراني كه خالص و نو هستند و داراي مقاومت كافي ميباشند و درعين حال پشم دباغي و الياف مصنوعي در آنها مخلوط نشده باشند، مي توانند زير پوشش استاندارد قرار گيرند. به عبارت ديگر، آنچه درباره پشم مورد استفاده در فرش مهم است، درجه خلوص (عدم اختلاط با الياف مصنوعي و پشم دباغي) ، قابليت ارتجاع ( بالا بودن ضريب جعد ) و قابليت رنگ پذيري است. چنين استانداردهايي ميتواند عيناً در مورد الياف پنبه مورد مصرف و پود و چله فرش و ابريشم مورد استفاده در فرش نيز در نظر گرفته شود. 
    بعد از استاندارد خامه فرش دستباف كه به آن خواهيم پرداخت، استانداردهاي ديگري در ارتباط با دار، چله، بافت و ابزار بافت، دستور العمل هاي رنگرزي و آئين كارهايي در ارتباط با بسته بندي و انباداري و بر چسب فرش، در مؤسسه استاندارد تدوين شده است كه اهميت هيچ يك از استانداردهاي مورد بحث، كمتر نبوده و اميد است روزي بتوان به تفصيل در مورد هريك از آنها صحبت كرد. 
    اما استانداردي كه امروز مورد بحث ماست، استاندارد شماره 456 تحت عنوان ”ويژگيهاي خامه فرش دستباف “ است كه اگر چه چاپ اوليه آن تاريخ 356 1 را دارد، ولي مقدمات تهيه آن از سالهاي پيشتر فراهم آمده بود. از آنجا كه طي سالهاي مذكور كارخانجات پشم شويي و ريسندگي كرج وابسته به شركت سهامي فرش ايران خواستار استفاده از مهر استاندارد بر روي كلاف هاي رنگ شده خود بود، استاندارد مذكور تا حدود زيادي بر اساس تجربيات عيني وعملي وعمدتاً كارخانه اي شركت فرش تدوين شده بود. اين استاندارد طي سالهاي بعد به دلايلي مورد تجديد نظر قرار گرفت. چه بسا برحسب ضرورت اغماض و تبديل مشخصات پشمهاي مورد مصرف در فرش و تطبيق آنها با پشم هاي ايراني، مورد تجديد نظر ديگري قرار گيرد. به هر حال اساسي ترين مسائل ذكر شده در استاندارد مذكور به شرح زير است:
    1- مصرف پشم كهنه و يا دباغي و يا الياف مصنوعي و ضايعات كارخانه ها در خامه فرش ممنوع است. حداقل اشاره به نتايج علمي و عيني مصرف اين الياف در خامه فرش دستباف آن است كه خامه هايي كه الياف مصنوعي و يا الياف كهنه و دباغي در آن به كار رفته ،به سهولت رنگ نميگيرد . رنگ به دست آمده كدر ، كهنه و غير شفاف است. اين نخ ، فاقد يكنواختي، ناصاف و گره دار است و از قابليت ارتجاع و سرزندگي و مقاومت الياف نو برخوردار نيست. فرش بافته شده نيز فاقد درخشندگي و جلاي فرشهاي سالم و مرغوب بوده و داراي طول عمر كمتري است. در مقابل جارو و يا سايش دائماً پرز داده و به تدريج كف فرش نمودار ميشود. پرز فرش فاقدحالت جعد و فنر گونة فرشهايي است كه با پشم نو بافته شده باشد. 
    اين امر به نوعي در مورد خامه هاي به ظاهر ابريشمي كه در آنها الياف مصنوعي به كار رفته است نيز مصداق دارد. به اين صورت كه خامه توليدي فاقد مقاومت مناسب ( به خصوص در مورد الياف و يسكوز ) بوده و حالت خشك و فنري دارد. با دست كشيدن بر روي فرش بافته شده با الياف مصنوعي (نظير فرشهاي ماشيني) به خوبي مي توان آن را از فرشهاي بافته شده با الياف طبيعي تشخيص داد. 
    بديهي است چنانچه بافنده از پيش در مورد اين مسائل آگاه بوده و يا امكان كنترل و يا نظارت بر آنها را داشته باشد، تا چه حد مي تواند از خسارت وارده به بافته خويش جلوگيري كند. 
    همچنين استاندارد در مواردي مكرر به استفاده از پشمهاي بومي و منطقه اي به دليل قابليت ارتجاعي واستحكام آنها تأكيد كرده و مصرف پشمهاي ظريف از نوع خارجي را براي استفاده در فرشهايي كه كاربرد پوششي دارند، غير مجاز ميداند. 
    در بخش ديگري از استاندارد خامه فرش آمده است كه نخ نبايد بيش از حد معيني چربي و يا الياف كوتاه و خاشاك داشته باشد. لازم به ياد آوري نيست كه در بعضي مواقع زير پاي بافندگان و دستگاههاي بافت فرش تا چه حد ضايعات و خاشاك جمع ميشو د و اين سواي اشكلات فني است كه الياف به هنگام ريسندگي و رنگرزي به آن دچار خواهند شد. 
    ثبات رنگ يکي از مهم ترين عواملي است كه استاندارد در مورد آن حدودي تعيين كرده و راه هايي براي كنترل و نظارت آن پيشنهاد مينمايد . تصور نميكنم بتوان حدي براي ميزان خسارتي كه بر توليدكنندگان وارد آمده و هنوز نيز ادامه دارد، تعيين كرد. رنگهاي بدون ثبات ميتواند حاصل يك عمر زحمت وتلاش يك بافنده را هدر دهد. بسياري از رنگها ، حتي ضمن بافت، كيفيت نامطلوب و عدم ثبات خود را نشان ميدهند. آيا قبل از اينكه دستهاي آلوده به رنگ بافنده به او بگويد كه در بين نخهاي مصرفي يك يا چند رنگ بي ثبات وجود دارد، نمي توان از كيفيت رنگهاي مورد استفاده در فرش مطمئن شد؟
    ثبات رنگ در برابر نور ، ثبات رنگ در مقابل شستشو و سايش و حد مقاومت نخ در برابر كشش، شرايط بسته بندي و بر چسب گذاري از مشخصات ديگري است كه در استاندارد آمده است . 
    درباره روشهاي آزمايش ويژگيهاي داده شده ، اشاره اي خواهيم داشت. ولي استاندارد بسيار مهمي كه ضرورت تدوين و اجراي آن بسيار احساس ميشود ، استانداردي براي نخهاي چله و نخهاي پود فرش است كه متأسفانه اطلاعات موجود نشان ميدهد مصرف نخهاي الياف مصنوعي و به ويژه پلي استر در نخهاي چله و نخهاي پود، كيفيت فرش ايران را در معرض خطر قرار داده است. در اينجا فرصت آن را نداريم كه از تفاوتهاي علمي اين الياف سخني به ميان آوريم، ولي برش وانعطاف درعين استحكام الياف طبيعي به خصوص پنبه و ظرافت همراه با استحكام الياف ابريشم، مسأله اي نيست كه بتوان آن را با الياف خشك و بدون كشش پلي استر مقايسه كرد و جالب است گفته شود كه نتايج عيني و عملي و تخريبي استفاده از الياف پلي استر را در چله و در پود بسيار ي از رنگرزان و بافندگان زحمتكش مراكز قاليبافي به روي فرش به ما نشان داده اند. 
    همانطور كه اشاره شد استانداردهاي متعدد ديگري در مؤسسه استاندارد تدوين شده است . از جمله مهمترين آنها استانداردهاي مربوط به بافت است كه اهميت آنها كمتر از استانداردهاي مربوط به مواد اوليه نبوده و اميد است كه روزي زمينه مباحث علمي و اجرائي براي آن فراهم آيد. 
    اما دريغ است اگر به امكانات آزمايشگاهي و اجرايي اين استانداردها كه سالهاست در مؤسسه استاندارد فراهم آمده، اشاره نشود. تكميل و تجهيز اين آزمايشگاهها به دستگاههاي مورد نياز براي آزمايش ويژگيهاي فرش دستباف، برحسب برنامه ريزي و حسن تصادفي علمي ميسر گرديد. مفهوم تصادفي بودن تجهيز اين آزمايشگاهها آن است كه متأسفانه در كشور ما با وجود سابقه و تخصص فراوان در توليد فرش دستباف، شايد تا يك دهه پيش كوچكترين تفكري از برخوردهاي علمي و تحقيقاتي و صنعتي نسبت به فرش وجود نداشت. اما همانطور كه ميدانيم در مورد صنايع فرش ماشيني چنين نيست و در مورد اين كالا تحقيقات علمي و صنعتي فراواني صورت گرفته و دستگاههاي متعددي براي آزمايش كيفيات مختلف آن ساخته شده است. طبيعتاً به دليل تشابهات ساختاري، بسياري از دستگاههاي ساخته شده براي آزمون فرشهاي ماشيني قابل استفاده براي فرش دستباف نيز هست. بدين ترتيب آزمايشگاه الياف و فرش و به طور كلي نساجي مؤسسه استاندارد، با برخورداري از اين سابقه علمي صاحب مجموعه اي از دستگاههاي پيشرفته براي انجام آزمايشهاي لازم روي فرش گرديد. 
    البته قبل از توسعه وتجهيز آزمايشگاههاي فرش نيز، دستگاههاي مربوط به اندازه گيري ثبات نور كه مقاومت رنگ الياف خامه فرش و يا منسوجات را در زمان بسيار كوتاهي نشان ميدهد و همچنين دستگاههاي آزمايش ثبات رنگهاي شستشو و سايش و دستگاههاي اندازه گيري طول و قطر الياف و غيره در آزمايشگاه وجود داشتند . 
    به هر حال، بايد دانسته شود كه ما امروز هر گونه امكاني را چه براي تدوين و آزمايش و اجراي استانداردهاي فرش در اختيار داريم. يكي از اين دستگاهها ميتواند با كشيدن پرز فرش به ما نشان دهد كه فرش داراي گره سنتي معمول هست و يا خير ومقاومت آن چه اندازه است. دستگاههاي ديگر مي توانند طول عمر فرش را در مقابل سايش، پا خوردن و پرز دهي نشان دهند. دستگاههاي تعيين كننده درجه خلوص و شناخت الياف غير پشم يا پنبه و نمرات نخ و چربي و آلودگي، كاملاً قادرند كه اطمينان لازم را چه براي توليدكننده و چه براي مصرف كننده تأمين نمايند. طبيعي است كه به دليل حساسيت و امكان آسيب ديدن فرش ، بسياري از اين آزمايش ها بر روي نخ مورد مصرف در فرش انجام ميشود. 
    در اينجا لازم است سخني داشته باشيم با توليدكنندگان و يامسئولين مراكزي كه با توليد فرش سرو كار دارند. فرش، ميراثي گرانبها از گذشتگان ماست و هرچه زمان بيشتري ميگذرد سواي ارزش اقتصادي فزاينده آن، بستگي آن با تاريخ و هويت و فرهنگ ما بيش از پيش روشن ميشود. مي دانيم كه تمام آن فرشهايي را كه گذشتگان ما براي ما باقي گذارده اند و ما امروز به آنها افتخار ميكنيم، شاهكارهايي درخشان از درستكاري، صداقت و احساس مسئوليت بوده است. خوشحاليم كه آنها الياف مصنوعي پلي استر ،نايلون و ويسكوز را نميشناختند و به رنگهاي شيميايي ارزان قيمت و كم دوام دسترسي نداشتند. در هيچ يك از اين فرشها ما بي گره بافي نمي بينيم . هيچ فرشي را نميتوان يافت كه در آن از گره جفتي استفاده شده باشد. در پشت تمام فرشها رديفهاي منظم و حيرت انگيز پودها از دقت بافت خبر ميدهند و از رگه هاي نامنظم درشت چند چين يك پود در آنها خبري نيست. رنگهاي اين فرشها ، با وجود ابتدايي بودن شيوه هاي رنگرزي، به دليل صبر و حوصله و تجربه استادان رنگرز و رنگهاي زيباي محلي ، از غناي رنگ و ثبات عالي برخوردار است . 
    پس چرا ما به نابودي اين شيوه درخشان توليد كه تنها دليل شهرت و اعتبار فرشبافي ايران بوده است ، كمر بسته ايم؟ چرا بي گره بافي؟ چرا نزدن پود؟ چرا استفاده از الياف پلي استر؟ آيا همين اندازه خسارت كه فرش ما دربازارهاي دنيا ديده است ، كافي نيست؟ اگر چه امروز فرش ايران در بسياري مناطق سواي آن نقاطي كه نوعي فرشبافي لوكس و عمدتاً غير بومي عرضه مي نمايند، دچار آسيب است، بايد قبول كنيم كه فرش امروز خراسان، كرمان، كاشان، اردبيل، هريس، سنندج، جوشقان و مناطق مركزي ايران با فرشبافي پنجاه سال بيش تفاوت بسيار كرده است . در حالي كه هنوز فرشهاي قديمي اين مناطق با وجود رنگهاي محدود و نقوش بومي و الياف محلي خويش، ارزشهاي بالايي دارند. من اطمينان دارم كه بسياري از بافندگان اين فرشها تعمد خاص در آسيب رساني به فرش خويش ندارند و اين برعهده مسئولين و برنامه ريزان و نهادهايي است كه بر توليدات اين مناطق نظارت دارند تا با ارشاد و هدايت و نظارتي دقيقتر از بروز اين ضايعات در فرش جلوگيري كنند. 
    اميدوارم با بهره گيري از علم و تكنولوژي و همكاري سازمان علمي و پيشرفته و مجهز نظير مؤسسه استاندارد، بتوانيم روزي شاهد توليد هر چه بالنده تر و آبرومندتر فرش ايراني باشيم.  


برچسب ها : فرش 1500 شانه فرش 1500 فرش1500 فرش هزاروپانصد tva1500 tva 1500 تراکم 4500 8 رنگ فرش کاشان فرش ماشینی فرش خاطره فرش قیطران فرش فرهی فرش زمرد فرش مرغوب نانو الیاف فرش با نانونوتکنولوژی فرش نانو فرش فرهی آقای فرش فرش خاطره کویر فرش وزرا فرش شاهرخ کاشان روسیه فرش اتاق کودک گبه پارش نقش صدوقی تحقیق و توسعه اکریلیک پلی اکریلیک فرش مدرن کیفیت زیبایی

1397/10/22

دیدگاه ها

ارسال دیدگاه

ارسال دیدگاه